چنان که اغاز کردی
بر همان خواهی بود
اخرین ستاره بودی خواستنت پناه من بود تو غروب بی کسی ها لحظه هر لحظه پس از تو شب و گریه در کمینه تو دیگه بر نمی گردی
اخر قصه همینه
+ نوشته شده در ساعت توسط |
هر کس مرا یافت عشقم را ستایش کرد و نوازش کرد و فراموش کرد و رفت.............
من هنوز هستم به امید بوسیدنت میمانم تا زنده ام می خوانم تو را و ارزو می کنم شادابی تو تا ابد
پاینده باشد و تو انگار نمی دانی من اواره ی ، ویرانه ی عشقم ه تو را زاده بر وجودم که مرا مستی صد جام کنی نه خمره ی خمار گویا من همان لحظه از عمرم ه کنون هست و کنون نیس حال محکوم تکرار
زمانم بی قید که عشقم غرورش را هر لحظه از سر می گیرد عشق را ربودم تا به تو هدیه کنم عشق را از خلوتم با خدا دزدیدم و تو فراموش کردی چه عاشقانه برایت می خواندم من رسوای تو و تو در دغدغه های نجابتی .......... اه ای زیبا زیباترین
+ نوشته شده در ساعت توسط |
ای عزیزم
اخرین حرف زمینم مرغک رفته زپندار خواب رویا رفته از یاد من پس بلند شو فکر من باش خواب رویا رفته از یاد من
+ نوشته شده در ساعت توسط |
کاش کسی رو دلمون پا نمی زاشت کاش اگه می زاشت دلمونو تنها نمی زاشت کاش اگه تنها می زاشت رد پاشو رو دلمون جا نمی زاشت..........
این حرف دل خیلی هامونه پس هواسمون باشه
+ نوشته شده در ساعت توسط |
درخت خشک زندگیم
افت جون من نشو
طعنه نزن به سادگیم
کی میشه پایون بگیره
زخم زبون ای عزیز
خودم می دونم عاشقم
نمک به زخم من نریز
+ نوشته شده در ساعت توسط |
ای بوی تو گرفته تن پوش کهنه من چه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتن هم قدم جاده ها چه خوبه مثل سایه همسفر تو بودن
تن به سفر سپردن
+ نوشته شده در ساعت توسط |
| ||||||