پر از دردم, پر از حرفم...پر از گریه, پر ازاشکم پر از یه حس بیگانه...پر از تردید پر ازشکم بازم اسمتو آوردم...سر از تردید در آوردم دارم دیوونه می شم باز...پیش اسمت کم آوردم تویی دلیل این تردید...تویی که بی تو , من , من نیست تویی کسی که از من نیست...تو اون دردی که حقم نیست شدم پر از شک و پر از تردید...شدم یه هق هق غمگین دارم جون می کنم انگار...زیر این واژه ی سنگین خدا حرف منو گوش کن...منو ببین , به من رو کن خودت دردمو آروم کن...دست تردیدمو رو کن اگر راسته دروغش کن...به من دردو حرومش کن دیگه بسه عذاب من...خدا, بسه, تمومش کن
+ نوشته شده در ساعت توسط |
در بیکران آسمان دو چیز افسونم می کند: آبی آسمانی که می بینم و می دانم که نیست و خدایی که نمی بینم و می دانم که هست...
+ نوشته شده در ساعت توسط |
سلام نمی خواستم بعد این مدت تعطیلی اینجوریی شروع کنم ولی یه عده انگار خیلی دلشون می خواد منو جلوی بقیه خراب کنن باید خدمتشون عرض کنم که کاملا در اشتباهن کسانی که باید منو بشناسن شناختن لازم نیس شما بیخودی خودتونو خسته کنید درد مردان از وجود نامردان است اونی که واقعا مرد است خودشو معرفی می کنه بعد حرف میزنه تا من بدونم طرفم کیه و یه جواب منطقی بهش بدم من فکر نمی کنم به کسی نامردی کرده باشم شاید سوء تفاهم پیش اومده بعدا من هیچ گونه دزدی ادبی نکردم اگه توجه کرده باشید من بیشتر حرفای خودمو میزنم با این حال گاهی هم متن ادبی میزارم من وقتی وبلاگ ساختم شرط نکردم که متن ادبی از خودم بزارم ما این همه وبلاگ داریم اگه قرار بود همه متن از خودشون بزارن که دیگه ما کلی شاعر داشتیم اونی که این حرفو زدی یه کم در مورد حرفت فکر می کردی بعد می گفتی من وقتی به وبلاگ کسی میرم متنشو می خونم و نظر شخصیمو میدم و حالا ممکنه نظر من خوب باشه گاهی هم انتقاداگه کسی مشکل داره با نظر گذاشتن بنده می تونه بهم بگه که دیگه به وبلاگش سر نزنم تازه بعضی ها به اسم من میرن به وبلاگ بعضی دوستام سر میزنن و هر چی میرسن از طرف من به دوستام میگن تنها چیزی که می تونم بهتون بگم اینه که واقعا براتون متاسفم دیگه حرفی ندارم به امید ظهور اقا امام زمان فعلا خداحافظ
+ نوشته شده در ساعت توسط |
| ||||||