پر از دردم, پر از حرفم...پر از گریه, پر ازاشکم پر از یه حس بیگانه...پر از تردید پر ازشکم بازم اسمتو آوردم...سر از تردید در آوردم دارم دیوونه می شم باز...پیش اسمت کم آوردم تویی دلیل این تردید...تویی که بی تو , من , من نیست تویی کسی که از من نیست...تو اون دردی که حقم نیست شدم پر از شک و پر از تردید...شدم یه هق هق غمگین دارم جون می کنم انگار...زیر این واژه ی سنگین خدا حرف منو گوش کن...منو ببین , به من رو کن خودت دردمو آروم کن...دست تردیدمو رو کن اگر راسته دروغش کن...به من دردو حرومش کن دیگه بسه عذاب من...خدا, بسه, تمومش کن
+ نوشته شده در ساعت توسط |
| ||||||